[قید]

similarly

/ˈsɪmələrli/
غیرقابل مقایسه

1 به یک شکل به طور مشابه

  • 1.Cars must stop at red traffic lights; similarly, bicycles should stop too.
    1. ماشین‌ها باید پشت چراغ قرمز بایستند، به طور مشابه، دوچرخه‌ها نیز باید توقف کنند.
  • 2.The children were similarly dressed.
    2. بچه‌ها به یک شکل لباس پوشیده بودند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان