[اسم]

similarity

/ˌsɪm.əˈlær.ət̬.i/
قابل شمارش

1 شباهت تشابه

معادل ها در دیکشنری فارسی: تشابه همانندی سنخیت شباهت مشابهت
مترادف و متضاد resemblance
  • 1.I can see the similarity between you and your mother.
    1. می‌توانم شباهت بین شما و مادرتان را ببینم.
  • 2.striking similarities
    2. شباهت‌های قابل توجه
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان