[اسم]

son

/sʌn/
قابل شمارش

1 (فرزند) پسر فرزند مذکر

معادل ها در دیکشنری فارسی: ابن پسر ولد آقازاده
مترادف و متضاد boy male offspring daughter
  • 1.This is our son Raja.
    1. این پسر ما "راجا" است.
son of somebody
پسر کسی
  • 1. He's the son of an Oxford professor.
    1. او پسر یک استاد دانشگاه آکسفورد است.
  • 2. the son of a poor farmer
    2. پسر یک کشاورز فقیر
to have a son
پسر داشتن
  • We have two sons and three daughters.
    ما دو پسر و سه دختر داریم.
کاربرد اسم son به معنای (فرزند) پسر یا مذکر
معادل فارسی اسم son "(فرزند) پسر" است. son یا فرزند پسر، یکی از دو جنسیت فرزند انسان است که به مذکر بودن آن اشاره دارد. مثال:
".This is our son Raja" (این پسر ما "راجا" است.)
".We have two sons and three daughters" (ما دو پسر و سه دختر داریم.)
[عبارات مرتبط]
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان