[اسم]

undergraduate

/ˌʌndərˈɡrædʒuət/
قابل شمارش

1 دانشجوی لیسانس دانشجوی مشغول به تحصیل

معادل ها در دیکشنری فارسی: دانشجو
  • 1.She teaches physics at undergraduate level.
    1. او در سطح لیسانس فیزیک تدریس می‌کند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان