[قید]

underground

/ˌʌndərˈɡraʊnd/
غیرقابل مقایسه

1 زیر زمین

  • 1. Moles live underground.
    1 . موش کور زیر زمین زندگی می‌کند.
  • 2. Ten miners were trapped underground when the roof of the tunnel fell in.
    2 . وقتی سقف تونل فرو ریخت، ده معدنچی زیر زمین گیر افتادند.
[صفت]

underground

/ˌʌndərˈɡraʊnd/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more underground] [حالت عالی: most underground]

2 زیرزمینی مخفیانه، غیرقانونی

  • 1. The party was originally formed as an underground organization in 1987.
    1 . حزب در اصل از یک سازمان زیرزمینی در سال 1987 تأسیس شده‌است.
an underground resistance movement
جنبش مقاومت زیرزمینی
[اسم]

the Underground

/ˌʌndərˈɡraʊnd/
غیرقابل شمارش

3 مترو

مترادف و متضاد metro subway tube
  • 1. I always travel by Underground.
    1 . من همیشه با مترو سفر می‌کنم.

4 سازمان مخفی ضددولتی (the underground)

تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان