خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . فرار از زندان
2 . شیوع
3 . جداگانه
[اسم]
breakout
/ˈbreɪkaʊt/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
فرار از زندان
a mass breakout from a top security prison
فرار جمعی از یک زندان فوق امنیتی
2
شیوع
مترادف و متضاد
outbreak
[صفت]
breakout
/ˈbreɪkaʊt/
قابل مقایسه
3
جداگانه
مجزا، انشعابی
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
breakneck
breaking wind
breaking point
breaking news
breaking ball
breakstone
breakthrough
breakup
breakwater
bream
کلمات نزدیک
breaking point
breaking and entering
breakfast tv
breakfast
breaker
breakthrough
break-up
breakwater
bream
breast
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان