Close the sidebar
خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
Close the sidebar
☰
1 . با احتیاط
[قید]
cautiously
/ˈkɔʃəsli/
غیرقابل مقایسه
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
با احتیاط
معادل ها در دیکشنری فارسی:
محتاطانه
1.He cautiously pushed open the door and looked into the room.
1. او با احتیاط درب را با هل باز کرد و به درون [داخل] آن اتاق نگاه کرد.
تصاویر
کلمات نزدیک
cautious
cautionary tale
cautionary
caution
cautery
cavalcade
cavalier
cavalry
cave
cave dweller
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان