خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . سر و صدا
2 . هیاهو کردن
[اسم]
clamor
/ˈklæmər/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
سر و صدا
غوغا، بانگ
معادل ها در دیکشنری فارسی:
خروش
هیاهو
های و هوی
غریو
مترادف و متضاد
outcry
tumult
1.the clamor of footsteps
1. سر و صدای قدم ها
[فعل]
to clamor
/ˈklæmər/
فعل گذرا و ناگذر
[گذشته: clamored]
[گذشته: clamored]
[گذشته کامل: clamored]
صرف فعل
2
هیاهو کردن
معادل ها در دیکشنری فارسی:
هیاهو کردن
formal
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
clammyweed
clammy locust
clammy chickweed
clammy
clamminess
clamoring
clamorous
clamorously
clamp
clamp down on
کلمات نزدیک
clammy
clamber
clambake
clam up
clam
clamorous
clamp
clamp down
clampdown
clamshell
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان