خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . وقت تلف کردن
[فعل]
to dawdle
/ˈdɔːdl/
فعل ناگذر
[گذشته: dawdled]
[گذشته: dawdled]
[گذشته کامل: dawdled]
مشاهده در دیکشنری تصویری
صرف فعل
1
وقت تلف کردن
فسفس کردن
معادل ها در دیکشنری فارسی:
وقت تلف کردن
1.Stop dawdling! We're going to be late!
1. اینقدر فسفس نکن! دیرمان میشود!
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
dawah
daw
davy's gray
davy lamp
davy jones's locker
dawdler
dawdling
dawn
dawn horse
dawn on
کلمات نزدیک
daw
davis
david
dave
dauntless
dawn
dawn chorus
dawn on
dawning
day
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان