Close the sidebar
خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
Close the sidebar
☰
1 . اشتیاق
[اسم]
eagerness
/ˈiː.gər.nəs/
غیرقابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
اشتیاق
معادل ها در دیکشنری فارسی:
اشتیاق
ذوق
ذوق و شوق
ولع
شور و شوق
شوق
1.I couldn't hide my eagerness to get back home.
1. من نمیتوانستم اشتیاقم برای برگشتن به خانه را پنهان کنم.
2.Their eagerness is unbelievable.
2. اشتیاق آنها باورنکردنی است.
تصاویر
کلمات نزدیک
eagerly
eager beaver
eager
each way
each passenger is allowed to have 20 kilos of baggage.
eagle
eagle eye
eagle owl
eagle ray
eagle-eyed
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان