خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . [مخابره با پرچم، چراغ و دست و ...]
[اسم]
semaphore
/ˈseməfɔːr/
غیرقابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
[مخابره با پرچم، چراغ و دست و ...]
1.if you learn semaphore, you'll have a fun way to send messages.
1. اگر مخابره با پرچم را یاد بگیری، راهی مفرح برای فرستادن پیغام ها خواهی داشت.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
semantics
semanticist
semantically
semantic typology
semantic shift
semaphore plant
semasiology
semblance
semen
semester
کلمات نزدیک
semantics
semantic
sellout
sellotape
selling price
semblance
semen
semester
semi
semi-annual
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان