Close the sidebar
خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
Close the sidebar
☰
1 . چیزی را به یاد آوردن
[فعل]
to think back
/θɪŋk bæk/
فعل ناگذر
[گذشته: thought back]
[گذشته: thought back]
[گذشته کامل: thought back]
مشاهده در دیکشنری تصویری
صرف فعل
1
چیزی را به یاد آوردن
به گذشته فکر کردن
1.I keep thinking back to the day I arrived here.
1. من مدام به روزی که به اینجا رسیدم فکر میکنم.
2.It might help you to understand Julia if you think back to when you were her age.
2. اگر به زمانی که همسن "جولیا" بودی فکر کنی، ممکن است کمکت کند که درکش کنی.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
think ahead
think about
think
thingy
thingummy
think better of
think factory
think for
think highly of
think little of
کلمات نزدیک
think about
think
thingy
thing
thin on top
think of
think of something
think on your feet
think out
think over
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان