خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . حرف روی حرف نیاوردن
[عبارت]
toe the line
/toʊ ðə laɪn/
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
حرف روی حرف نیاوردن
از قوانین پیروی کردن، مطیع بودن
informal
مترادف و متضاد
to behave properly
toe the mark
1.Not everyone was happy with the plan, but most of us toed the line.
1. همه از برنامه خوشحال نبودند، اما بیشتر ما حرفی روی حرف نیاوردند.
2.They promised to toe the party line and vote with the leadership.
2. آنها قول دادند که از قوانین حزب پیروی کنند.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
toe separator
toe ring
toe loop jump
toe kick
toe jack
toe the mark
toe-eyed cabbage
toe-in
toe-sucker
toea
کلمات نزدیک
toe
toddler
toddle
todd
today
toefl
toehold
toeic
toenail
toff
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان