خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . کاملاً شکست دادن
2 . شدیداً سرزنش کردن
[فعل]
to trounce
/traʊns/
فعل گذرا
[گذشته: trounced]
[گذشته: trounced]
[گذشته کامل: trounced]
مشاهده در دیکشنری تصویری
صرف فعل
1
کاملاً شکست دادن
شکست سختی دادن
1.Brazil trounced Italy 5–1 in the final.
1. برزیل در فینال 5-1 ایتالیا را سخت شکست داد.
2
شدیداً سرزنش کردن
سخت تنبیه کردن
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
trough
troublous
troubling
troublesomeness
troublesome
trouncing
troupe
troupe system
trouper
troupial
کلمات نزدیک
trough
troublesome
troubleshooting
troubleshooter
troubleshoot
troupe
trousers
trout
trowel
troy
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان