خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . تکان دادن
2 . حرکت
3 . انحراف (در خط و ...)
[فعل]
to wiggle
/wˈɪɡəl/
فعل گذرا و ناگذر
مشاهده در دیکشنری تصویری
صرف فعل
1
تکان دادن
جنباندن
[اسم]
wiggle
/wˈɪɡəl/
قابل شمارش
2
حرکت
3
انحراف (در خط و ...)
انحنا
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
wigging
wigged
wigeon
wig tree
wig out
wiggle nail
wiggle room
wiggler
wiggliness
wiggly
کلمات نزدیک
wig out
wig
wife
wield
width
wiggly
wiki
wild
wild card
wild garlic
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان