[فعل]

to assert

/əˈsɜrt/
فعل گذرا
[گذشته: asserted] [گذشته: asserted] [گذشته کامل: asserted]
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 (موکدا) اعلام کردن ادعا کردن، اثبات کردن

مترادف و متضاد claim declare state
  • 1.The government asserted its control over the banking system.
    1. دولت کنترل خود را بر نظام بانکی اعلام کرد.

2 دفاع کردن حمایت کردن

to assert somebody's independence/rights
از استقلال/حقوق کسی دفاع کردن
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان