1 . مراقب
[صفت]

cautious

/ˈkɔʃəs/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more cautious] [حالت عالی: most cautious]
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 مراقب محتاط، حواس‌جمع

مترادف و متضاد careful heedful wary incautious reckless
  • 1.Be cautious when you choose your opponent.
    1. وقتی حریفت را انتخاب می‌کنی مراقب باش.
  • 2.Good authors are cautious not to exaggerate when they write.
    2. نویسندگان خوب مراقب‌اند هنگامی که می‌نویسند بزرگنمایی نکنند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان