1 . خوشه
[اسم]

cluster

/ˈklʌstər/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 خوشه دسته، گروه

معادل ها در دیکشنری فارسی: خوشه خوشه‌ای دسته
  • 1.A cluster of grapes
    1. خوشه ای انگور
  • 2.a cluster of spectators
    2. گروهی از تماشاچیان
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان