1 . بی ترتیب
[صفت]

desultory

/ˈdesəltɔːri/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more desultory] [حالت عالی: most desultory]
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 بی ترتیب بی قاعده، از هم گسیخته، جسته و گریخته

مترادف و متضاد disconnected random
  • 1.a desultory conversation
    1. یک مکالمه جسته و گریخته
  • 2.desultory testimony
    2. شهادت بی قاعده
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان