[اسم]

F

/ef/
غیرقابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 فارنهایت

  • 1.Water freezes at 32 F.
    1. آب در 32 درجه فارنهایت یخ می‌زند.

2 نمره مردودی نمره F

  • 1.I got an F on my essay and had to write it again.
    1. مقاله‌ام نمره مردودی گرفت و مجبور شدم آن را دوباره بنویسم.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان