1 . باردار کردن
[فعل]

to impregnate

/ɪmˈpreɡneɪt/
فعل گذرا
[گذشته: impregnated] [گذشته: impregnated] [گذشته کامل: impregnated]
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 باردار کردن بارور کردن

معادل ها در دیکشنری فارسی: بارور ساختن
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان