[اسم]

shell shock

/ˈʃel ʃɑːk/
غیرقابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 شوک انفجار اختلال تنش‌ زای پس از جنگ

  • 1.in July 1917 he was sent to Craiglockhart War Hospital, suffering from shell shock.
    1. در ژوئیه 1917 او را که از شوک انفجار رنج می برد، به بیمارستان جنگی "کرگلاکهارت" فرستادند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان