[فعل]

braten

/ˈbʀaːtən/
فعل بی قاعده فعل گذرا
[گذشته: briet] [گذشته: briet] [گذشته کامل: gebraten] [فعل کمکی: haben ]

1 کباب کردن کبابی کردن

مترادف و متضاد brutzeln grillen rösten schmur­geln
etwas (Akk.) braten
چیزی را کبابی کردن
  • Das Fleisch muss zehn Minuten braten.
    گوشت باید ده دقیقه کباب شود.
in der Pfanne braten
در تابه سرخ کردن
  • Du hast das Fleisch zu lange gebraten. Es ist ganz trocken.
    تو گوشت را خیلی طولانی کباب کردی. این کاملا خشک شده است.
[اسم]

der Braten

/ˈbʀaːtən/
قابل شمارش مذکر
[جمع: Braten] [ملکی: Bratens]

2 استیک کبابی گوشت کبابی

  • 1.Der Braten ist noch nicht gar.
    1. کباب هنوز پخته نشده.
  • 2.Nehmen Sie noch etwas Soße zum Braten?
    2. آیا برای گوشت کبابی ات سس هم می گیری؟
kalter Braten
گوشت سرد
einen Braten in der Röhre haben
گوشت را در فر گذاشتن
Braten چیست؟
Braten غذایی آماده شده از یک تکه گوشت کباب شده (و گاهی پخته شده) است. Braten معمولا از یک تکه بزرگ گوشت درست می شود و بسته به نوع گوشت مورد استفاده انواع متفاوتی دارد، مثلا "rinderbraten" (کباب گوشت گاو)، "Schweinebraten" (کباب خوک). در کنار این تکه گوشت ممکن است از انواع سبزیجات هم استفاده شود.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان