[اسم]

der Führerschein

/ˈfyːrərˌʃaɪ̯n/
قابل شمارش مذکر
[جمع: Führerscheine] [ملکی: Führerschein(e)s]

1 گواهینامه (رانندگی)

  • 1.Meine Frau hat keinen Führerschein.
    1 . زن من گواهینامه ندارد.
  • 2.Sigrid hat endlich ihren Führerschein bekommen.
    2 . "زیگرید" بالاخره گواهینامه‌اش را گرفت.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان