account


/əˈkɑʊnt/
/əˈkaʊnt/

اسم
1
account [اسم]
1
گزارش شرح

مترادف:   description report

اسم
2
account [قابل شمارش] [اسم]
2
حساب

مترادف:   bank account current account
  • من امروز صبح پول را به حسابم واریز کردم.
  • I don't have a bank account.
    من حساب بانکی ندارم.

اسم
3
account [قابل شمارش] [اسم]
3
حساب کاربری (اینترنت)

فعل
1
to account [فعل]
1
توجیه کردن پاسخگوی (چیزی) بودن، توضیح دادن

گذشته: accounted   گذشته کامل: accounted  
  • چطور می‌توانی قطعات گمشده را توجیه کنی؟
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان