after


/ˈæf.tər/
/ˈɑːftə/

حرف اضافه
1
after [حرف اضافه]
1
بعد از پس از، در نتیجه

مترادف:   following subsequent to
متضاد:   before preceding
  • بعد از مدتی من از او خوشم آمد.
  • آنها مدت کوتاهی بعد از ساعت 5 رسیدند.
  • بیا پس‌فردا همدیگر را ببینیم.

حرف اضافه
2
after [حرف اضافه]
2
به دنبال

مترادف:   following in pursuit of
متضاد:   away from
  • آن افسر پلیس به دنبال او دوید.

قید
1
after [قید]
1
بعد از بعد از آن

مترادف:   afterwards following later
متضاد:   before previously
  • 1. I can't go next week - how about the week after?
    1. هفته آینده نمی‌توانم بروم؛ هفته بعد از آن چطور است؟
  • That was in 1996 . Soon after, I heard that he'd died.
    آن در سال 1996 بود. مدتی بعد، شنیدم که او فوت کرده است.

حرف ربط
1
after [حرف ربط]
1
بعد از اینکه

دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان