[صفت]

apprehensive

/ˌæprɪˈhɛnsɪv/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more apprehensive] [حالت عالی: most apprehensive]

1 دلواپس نگران، بیم‌ناک

معادل ها در دیکشنری فارسی: دستپاچه
  • 1.He felt apprehensive about going home.
    1. او برای رفتن به خانه، دلواپس بود.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان