[فعل]

to apprise

/əˈpraɪz/
فعل گذرا
[گذشته: apprised] [گذشته: apprised] [گذشته کامل: apprised]

1 مطلع کردن آگاه ساختن

مترادف و متضاد inform notify
  • 1.he apprised the police of what happened.
    1. او پلیس را از اتفافی که افتاد، مطلع کرد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان