[اسم]

asset

/ˈæset/
قابل شمارش

1 دارایی سرمایه

معادل ها در دیکشنری فارسی: دارایی مال
  • 1.financial assets
    1. دارایی‌های مالی
  • 2.to freeze a country’s assets
    2. مسدود کردن دارایی‌های یک کشور
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان