[اسم]

assessor

/əˈsesər/
قابل شمارش

1 ارزش‌یاب ارزیاب

معادل ها در دیکشنری فارسی: ارزیاب مقوم
  • 1.College lecturers acted as external assessors of the exam results.
    1. اساتید دانشگاه به‌عنوان ارزیاب‌های خارجی نتایج آزمون عمل کردند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان