[صفت]

astonished

/əˈstɑn.ɪʃt/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more astonished] [حالت عالی: most astonished]

1 متحیر حیرت‌زده، متعجب

معادل ها در دیکشنری فارسی: خیره شوکه متعجب متحیر
مترادف و متضاد amazed surprised
  • 1.I was astonished to see Miriam there.
    1. از دیدن "میریام" در آنجا متحیر شدم.
  • 2.The doctors were astonished at the speed of her recovery.
    2. پزشکان از سرعت بهبود او حیرت‌زده شده بودند.
  • 3.They looked astonished when I announced I was pregnant.
    3. وقتی که اعلام کردم باردار هستم، آنها به نظر متحیر می‌رسیدند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان