[فعل]

to astound

/əˈstaʊnd/
فعل گذرا
[گذشته: astounded] [گذشته: astounded] [گذشته کامل: astounded]

1 حیرت‌زده کردن مبهوت کردن، متعجب ساختن

معادل ها در دیکشنری فارسی: متحیر کردن
  • 1.His arrogance astounded me.
    1. تکبر او، من را حیرت‌زده کرد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان