[اسم]

astonishment

/əˈstɑn.ɪʃ.mənt/
قابل شمارش

1 حیرت

معادل ها در دیکشنری فارسی: بهت تحیر حیرت خیرگی شگفتی
مترادف و متضاد amazement
  • 1.To my astonishment, she started laughing.
    1. در حیرت من، او شروع به خندیدن کرد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان