[قید]

conveniently

/kənˈviːn.jənt.li/
غیرقابل مقایسه

1 به راحتی

  • 1.I lived there conveniently for 33 years.
    1. من به مدت 33 سال به راحتی در آنجا زندگی کردم.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان