[صفت]

curly

/ˈkɜrli/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: curlier] [حالت عالی: curliest]

1 فرفری

معادل ها در دیکشنری فارسی: تابدار مجعد فرفری
مترادف و متضاد curling wavy straight
  • 1.He has curly hair.
    1. او موهای فرفری دارد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان