[اسم]

currency

/ˈkɜr.ən.si/
قابل شمارش

1 پول رایج واحد پول

معادل ها در دیکشنری فارسی: پول رایج واحد پول
مترادف و متضاد medium of exchange money
  • 1.The purchase must be paid for in the national currency.
    1. خرید باید با واحد پول ملی پرداخت شود.
foreign currency
پول رایج خارجی [ارز]
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان