[صفت]

dangerous

/ˈdeɪn.dʒə.rəs/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more dangerous] [حالت عالی: most dangerous]

1 خطرناک

معادل ها در دیکشنری فارسی: خطیر ناایمن ناامن مخاطره‌آمیز
مترادف و متضاد hazardous menacing perilous risky treacherous harmless safe
  • 1.dangerous chemicals
    1. مواد شیمیایی خطرناک
  • 2.It's dangerous to take more than the recommended dose of medication.
    2. خوردن مقداری بیشتر از حد توصیه شده از دارو خطرناک است.
  • 3.The men are armed and dangerous.
    3. مردان مسلح و خطرناک هستند.
highly/very dangerous
بسیار/به شدت خطرناک
  • It was a highly dangerous situation.
    آن یک وضعیت بسیار خطرناک بود.
dangerous for something/somebody
خطرناک برای چیزی/کسی
  • The crumbling sidewalks are dangerous for old people.
    پیاده‌روهای دست‌اندازدار برای افراد مسن خطرناک است.
dangerous to something/somebody
خطرناک برای چیزی/کسی
  • The virus is probably not dangerous to humans.
    ویروس احتمالا برای انسان‌ها خطرناک نیست.
[عبارات مرتبط]
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان