[فعل]

to daunt

/dɔnt/
فعل گذرا
[گذشته: daunted] [گذشته: daunted] [گذشته کامل: daunted]

1 مایوس کردن ترساندن

مترادف و متضاد discourage intimidate encourage
  • 1.Do not let the difficulty of learning the 800 words in Essential Words for the GRE daunt you.
    1. اجازه ندهید دشواری یادگیری 800 واژه در (کتاب) واژه های ضروری برای جی آر ای شما را مایوس کند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان