[اسم]

deck

/dek/
قابل شمارش

1 عرشه

معادل ها در دیکشنری فارسی: عرشه
plane deck
عرشه هواپیما
ship deck
عرشه کشتی

2 ایوان بالکن

wooden deck
ایوان چوبی

3 کف (اتوبوس)

4 دست (ورق)

مترادف و متضاد deck of cards pack
  • 1.I brought a deck of cards so we can play on the train.
    1. من یک دست ورق آوردم تا بتوانیم در قطار بازی کنیم.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان