[صفت]

decisive

/dɪˈsaɪsɪv/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more decisive] [حالت عالی: most decisive]

1 قطعی قاطع، مهم، جدی

معادل ها در دیکشنری فارسی: قاطع قاطعانه
a decisive reply
پاسخ قطعی
a decisive victory
پیروزی قاطع

2 تعیین‌کننده

معادل ها در دیکشنری فارسی: تعیین‌کننده
  • 1.She has played a decisive role in the peace negotiations.
    1. او نقش مهمی در مذاکرات صلح داشته‌است.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان