[صفت]

dutiful

/ˈdutifəl/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more dutiful] [حالت عالی: most dutiful]

1 وظیفه‌شناس سر به راه

معادل ها در دیکشنری فارسی: وظیفه‌شناس
  • 1.a dutiful son
    1. پسری وظیفه‌شناس
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان