[صفت]

elevated

/ˈɛləˌveɪtɪd/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more elevated] [حالت عالی: most elevated]

1 فرهیخته سطح بالا، بلندمرتبه

معادل ها در دیکشنری فارسی: رفیع شامخ مرتفع
elevated philosophical language
زبان فلسفی سطح بالا

2 برآمده بالا آمده، مرتفع

  • 1.This hotel has an elevated position.
    1. این هتل در موقعیتی مرتفع قرار دارد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان