[اسم]

elevator

/ˈel.əˌveɪt̬.ər/
قابل شمارش

1 آسانسور

مترادف و متضاد lift
  • 1. Just take the elevator up to the fourth floor.
    1 . به‌راحتی با آسانسور به طبقه چهارم برو.
  • 2. The elevator is broken.
    2 . آسانسور خراب است.

2 باله دم (هواپیما) سکان افقی

تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان