[قید]

evenly

/ˈiːvnli/
غیرقابل مقایسه

1 به صورت مساوی به طرز یکسان

  • 1.Spread the mixture evenly in the pan.
    1 . مایه را به صورت مساوی در ماهیتابه پخش کنید.
  • 2.The teams were evenly balanced.
    2 . تیم ها به طرز یکسانی متعادل بودند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان