[فعل]

to export

/ekˈspɔːrt/
فعل گذرا
[گذشته: exported] [گذشته: exported] [گذشته کامل: exported]

1 صادر کردن

معادل ها در دیکشنری فارسی: صادر کردن
مترادف و متضاد import
  • 1.90% of the engines are exported to Europe.
    1. 90% موتورها به اروپا صادر می‌شوند.
  • 2.The islands export sugar and fruit.
    2. جزیره‌ها شکر و میوه صادر می‌کنند.
[اسم]

export

/ekˈspɔːrt/
قابل شمارش

2 صادرات

معادل ها در دیکشنری فارسی: صادراتی صادرات
مترادف و متضاد import
  • 1.Then the fruit is packaged for export.
    1. سپس میوه‌ها برای صادرات بسته‌بندی می‌شوند.
  • 2.Until recently the United States' exports exceeded its imports.
    2. تاکنون صادرات آمریکا از وارداتش بیشتر بوده‌است.
an export licence
مجوز صادرات
export market
بازار صادرات
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان