[قید]

intensively

/ɪnˈtɛnsɪvli/
غیرقابل مقایسه

1 به‌شدت

  • 1.he worked intensively through the summer.
    1. او در تابستان [تمام تابستان]، به‌شدت کار کرد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان