[صفت]

interactive

/ˌɪn.t̬əˈræk.tɪv/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more interactive] [حالت عالی: most interactive]

1 تعاملی فعل و انفعالی

معادل ها در دیکشنری فارسی: متعامل
  • 1.The program is fully interactive.
    1. (این) برنامه کاملاً تعاملی است.
an interactive game
یک بازی تعاملی
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان