[اسم]

junk

/ʤʌŋk/
غیرقابل شمارش

1 خرت و پرت آت و آشغال، چرت و پرت

  • 1.The cellars are full of junk.
    1. انبار ها پر از آت و آشغال است.
  • 2.They are just pieces of junk.
    2. آن‌ها فقط خرت و پرت هستند.

2 جانک (نوعی کشتی بادبانی چینی)

تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان