just


/dʒʌst/
/dʒʌst/

قید
1
just [قید]
1
دقیقا درست

مترادف:   exactly precisely
  • This gadget is just the thing for getting those nails out.
    این ابزار درست همان چیزی است که بشود میخ‌ها را با آن درآورد.
  • You’re just in time.
    دقیقا به موقع [سر وقت] آمدی.
  • دوقلوها دقیقا شبیه به یکدیگرند.
  • درست همان که فکر می‌کردم شد.
  • 1. او درست به اندازه خواهرش باهوش است.
  • 2. شما می‌توانید با هواپیما هم درست به همان اندازه ارزان سفر کنید.

قید
2
just [قید]
2
تازگی الان، چند لحظه پیش

مترادف:   a moment ago only now very recently
  • 1. I'm just leaving !
    1. من الان دارم می‌روم!
  • 2. I've just been on a trip to France .
    2. من تازگی سفری به فرانسه داشتم.
  • 3. Jim isn’t her. He just went out.
    3. «جیم» اینجا نیست. چند لحظه پیش رفت بیرون.
  • 1. من کمی بعد از ساعت نه به اینجا رسیدم.
  • 2. تورم به کمی بالاتر از 4 درصد رسیده است.
  • The water's just about to boil.
    آب نزدیک است به جوش بیاید.
  • ما به تازگی شروع به کار کرده‌ایم.

قید
3
just [قید]
3
فقط تنها

قید
4
just [قید]
4
به سختی تقریبا، کم، کمی

مترادف:   barely hardly

قید
5
just [قید]
5
واقعا خیلی

مترادف:   absolutely indeed really
Informal
  • 1. I just can't bear it!
    1. من واقعا نمی توانم تحملش کنم!
  • 2. غذا خیلی محشر بود!

صفت
1
just [صفت]
1
عادلانه عادل، مناسب، صحیح

تفضیلی: most just عالی: more just 
مترادف:   fair reasonable
متضاد:   unjust
  • یک پاداش عادلانه برای خدمات وفادارانه شما
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان