[قید]

lastly

/ˈlæst.li/
غیرقابل مقایسه

1 در پایان سرانجام

مترادف و متضاد at the end finally
  • 1. And lastly, I'd like to thank everyone who took part in the event.
    1 . و در پایان می‌خواهم از تمام کسانی که در این مراسم شرکت کردند، تشکر کنم.
  • 2. Lastly, add the lemon juice.
    2 . در پایان، آب‌لیمو را اضافه کنید.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان